تبليغاتX
ستین

 

چشمانی داشت سیاه و تیز بین

اما

با تیزی سپیدی می دید و

زیبایی

زیبا سپید پوشید به زودی

به زودی از یاد نمی رود...

"برای او که شاعر بود و ..."

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 به یادمان می ماند

به اندازه جانمان...

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

 

خواهم آمد...

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

روزگار قحطی خوشی و دلخوشی است و خود درگیری های جدی پیش آمده...

 

 

 

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

خسته ام از بودن با عشق !

خسته ام از زندگی با کودکی !

خسته ام از سخت جونی خود !

خسته ام از...

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

 به یاد آر...

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 


" پشت حادثه بایست "



...

         ..

                .

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

...

شلش کن

...

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

بخواه که زندگی کنی.

پس

با دیگری آشنا شو ...

 

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  | 

 

زایش

گرمای زمستانی،

نازایی

نرگس شیراز ...

 

"غر طبیعی..."

نوشته شده توسط ستین در ساعت  | لینک  |